مقاله

آهنگ سفر

قسمت اول ؛ آهنگ سفر

خاطرات مردم روستای آزران قسمت اول آهنگ سفر
خاطرات مردم روستای آزران قسمت اول آهنگ سفر

در یکی از روز های بهاری تصمیم گرفتم تا بعد از سالها دوری از وطن به زادگاهم (روستای_آذران) بروم تا شاید با لمس خاطرات کودکی غبار کهنه ی دلتنگی را از صورت دل بشویم .
بار و بنه را جمع کردم و به طرف “میدان ۱۵خرداد ” رفتم تا با مینی بوس های روستا سفر خود را آغاز کنم آخر هفته بود و همه دلشان هوای وطن کرده بود بی نهایت شلوغ بود ؛ اطراف میدان قُل مینداخت از آدم ها و اثاثیه هایشان .!!
بعد از یک ساعتی که به اجبار روی چمن های خاک آلود زیر نور سوزان خورشید ، به همراه دیگر مسافران به انتظار نشسته بودیم ، سرانجام سروکله مینی بوس قرمز رنگ آقای مطهری پیدا شد

همه به داخل مینی بوس هجوم بردند .بی آنکه فکر جابکنند ؛ مثل سبد جوجه مرغ فروشان ،بزرگ و کوچک ،به زور کنار هم جا میشدند.در یک ردیف چهارنفره مینی بوس دست کم شش هفت نفر با همه اثاثیه هایشان!! کسی اعتراض نداشت گویا مشق هرروزشان بود . مسافران بعدی در ” اکسپورت ،مدخل ،شهرک صنعتی و راوند ” با توقف چند ثانیه ای ماشین به ما ملحق شدند و خود را جلوی پله ها ،روی وسایل مسافران قبلی به زور جادادند .آب سردکن ،نانوایی ،میوه و سبزی فروشی هم ایستگاههای بعدی توقفمان بود .

آقای راننده با سرعت تمام در حرکت بود . با هر تکان خوردن ماشین ،با آن که به هم چسبیده بودیم به بالا وپایین میپریدیم.
مسافران از نوزاد یک ماهه تا پیرمرد عصا به دست ، کارگران فصلی ،سربازان دور از وطن و دانشجویان بودند .همه با حیرت تمام از پشت شیشه ،جاده را از زیر نظر مبارکشان میگذراندند گویا برای اولین بار است که این جاده را میبینند .راننده نیز با چشمان بی نهایت خسته اش خط سفید رنگ نقش بسته در کف آسفالت را دنبال میکرد.در امامزاده یونس (ع) نیز توقف کردیم .آقای راننده گویا به رسم ادب هر روز اینجا توقف کرده و صدقه های مسافران را جمع میکند.

از کنار روستا ها و مزارع دنج و آرام ” خونچه بارونق ،مرق ،نابر و سعدآباد ،برزک و ازوار گذشتیم ؛ با دشت های خوش آب وهوا و جوی های پر از آب با مردمانی که آرام و بی ملال نقش زیبای زندگی را به تصویر میکشند .

عرض کم جاده و شیب های تند و پیچ و خم های زیاد ، عبور کامیون ها و ماشین های سنگین (به دلیل پیوند اقتصاد کاشان و گلپایگان ) ، وجود کارخانه ی سیمان و گلابگیری های صنعتی در این مسیر و در نهایت ، تصادفات پی در پی ؛ چشم انداز زیبای این جاده (کاشان -برزک) را محو نموده و اکنون همه آن را به “جاده مرگ” میشناسند . بارها این مسیر توسط مردم بخش برزک ،به نشانه اعتراض به وضعیّت اسف بار جاده و نیز جلب توجه و حمایت مسئولان مسدود شده ؛
اما هنوز این “جاده مرگ” است که همچون اسبی چموش میتازد و سوار خود را به قعر دره ها روانه میکند. و سالانه بهار عمر بیش از ۵۰ نفر از هموطنانمان در این مسیر خزان میشود.
ادامه دارد….
پایدار

کانال انگاشتمون محلی
@azeranivaje

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا